خرید بک لینک
تابستان امسال بود که در نشستی ادبی با آقای عباس صفاری آشنا شدیم. ایشان از شاعران قدیمی هستند و تا قبل از آشنایی، تنها نامی بودند پشت جلد کتاب «کبریت خیس». این کتاب را خوانده بودم و چندان هم پسند من نب

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

دیروز داستان کوتاهی دست گرفتم که نویسنده اش را به من معرفی کرده بودند. بعد از مدتها موفق شدم کتاب ایشان را تهیه کنم و مطالعه بفرمایم. نمی دانم حاصل کارگاه های داستان نویسی است، بخاطر مکانیزه شدن همه چ

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

آری آغاز دوست داشتن است برای فروغ که همه ی هستیش آیه ی تاریکی بود اما هدیه اش به من، به ما، به دختران این سرزمین، نور بود و امید.باید ممنون قیصر عزیز باشم اگر که نامی از فروغ می دانم و او را می خوانم

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

در راه برگشت به این فکر بودم که بیایم و بنویسم چه روز خوبی بود چه قرار جان بخشی بود و چه باران پر احساسی

که دیدم تصادفا سالمرگ نیماست و عزیزی این شعر را ارسال کرده. دیدم بجای همه ی این پرگویی ها شعر نیما را بنویسم.

از جان و دل تقدیم به دوستان وبلاگی و غیر وبلاگی.

نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرأتم میبخشد
روشنم میدارد!

نیما یوشیج

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

جسارت نباشه خدمت شما. این عنوان، اسم کتابی هست به نویسندگی آقای « مهدی ربّی» مجموعه داستانی متشکل از چهار داستان کوتاه که با نگاه آقای ربی و در حال و هوای دوران خاتمی و عشق ها و نا امیدی های آن دورا

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

نمی دانم تا حالا این حس لب مرز بودن به شما دست داده یا نه، اینکه ندانید کدام طرفی هستید و سرنوشت تان به مویی بند باشد. برای من بارها این حس پیش آمده که تا لب چیزی رفته ام اما به آن نرسیده ام. مثلاً دن

برچسب: نویسنده: نگار حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 20:56

صفحه بندی